معلمان دارای معلولیت

در این بخش از مقالات توانیتو، به بهانه روز معلم، درباره معلمان دارای معلولیت موفق در ایران صحبت می‌کنیم. معلولیت امری نیست که مانع تلاش و کوشش و یا انگیزه‌های افراد دارای معلولیت گردد. حتی برخی از افراد به واسطه معلولیت خود تلاش‌هایی مضاف از سایر انسان‌ها در مسیر پیشرفت برداشته و گام‌هایی بلند به سوی آرزوها و اهداف خود برمی‌دارند.

معلمان دارای معلولیت در ایران به سادگی به شغل مورد علاقه‌شان دست یافته‌اند یا نه؟ آیا افراد دارای معلولیتی وجود دارند که در این حیطه شغلی به موفقیت‌ رسیده باشند؟!

با این قسمت از مقالات توانیتو همراه باشید.

ظرفیت ۳ درصدی

به طور کلی و بر اساس قانون، باید ۳ درصد از ظرفیت‌‌های استخدامی دستگاه‌های دولتی و عمومی و دستگاه‌هایی که از بودجه عمومی کشور استفاده می‌کنند، به افراد دارای معلولیت اختصاص پیدا کند. این قانون در آموزش و پرورش نیز صادق است و باید رعایت شود و چه بسا در این ارگان دولتی این قانون از سایر دستگاه‌ها بیشتر رعایت می‌شود. بنابراین افراد دارای معلولیت که مشغول به ادامه تحصیل می‌شود، پس از فارق‌التحصیلی‌شان بیشترین شانسی که برای حضور در ارگان‌های دولتی دارند، آموزش و پرورش و فعالیت در حیطه معلمی است.

معلمین دارای معلولیت موفق در ایران

  • فاطمه ظرافت انگیز:

یکی از افرادی که با عشق و تلاش فراوان، در راستای علم و ادب افراد نابینا قدم برمی‌دارد، فاطمه ظرافت‌ انگیز معلم نابینای ۲۶ ساله‌ است که در مدرسه نابینایان عبدالعظیم شهر ری به معلمی مشغول است. فاطمه در تهران زندگی می‌کند و هر روز برای رسیدن به شهر ری با وسایل حمل و نقل عمومی عازم شهر ری می‌شود. وی که در مقطع دکترا دانشجو است، در رشته ادبیات فارسی تحصیل کرده است.

خانم ظرافت انگیز از جمله مشکلات بزرگ خود درباره حضورش در اجتماع را، عدم وجود مناسب‌سازی می‌داند. به گفته او، برای حضور در مدرسه سرویسی وجود ندارد و باید با استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی به مدرسه رسید. برای طی کردن این مسیر طولانی، تنها انگیزه موجود، عشق به هنر معلمی است. خانم ظرافت‌انگیز لبخند‌های پرنشاط دانش‌آموزانش که به گفته خود او همانند فرزندانش هستند را می‌ستاید و عاشق آن است. مهارت‌های زیستن و آموزش درس‌های زندگی، آموزشی در کنار ادبیات فارسی است که او به دانش‌آموزانش تدریس می‌کند.

به گفته خانم ظرافت انگیز، سیستم آموزش فراگیر، بدون آنکه فرصتی تهدید آمیز برای دانش آموزان باشد، می‌تواند شیوه مناسبی باشد. چرا که به نظر او، افراد نابینا نباید از سایر افراد، به صورت جدا به تحصیل بپردازند.

  • بهنام سلیمانی

آقای سلیمانی نمونه دیگری از افراد ویلچرنشین است که به معلمی توانا تبدیل شد است‌. او چندین سال است که در مدرسه کودکان دارای معلولیت جسمی و حرکتی، مشغول به تدریس است.

به گفته خود او، هیچگاه در زندگی خود به فکر معلمی و تدریس نبوده است. در ابتدا شغل او خدمات رایانه‌ای بوده است. روزی برای ارائه خدمات کامپیوتری وارد یکی از مدارس استثنایی می‌شود و پس از آن تقدیر به گونه‌ای رقم می‌خورد که او در آن مدرسه به معلمی مشغول شود. در سال نخستین که به عنوان معلم حق‌التدریس وارد آن مدرسه شد، با تلاش فراوان، توانست رشته کامپیوتر را وارد مدرسه کار و دانش کند.

در واقع در سال ۱۳۸۲ اولین مدرسه‌ای که رشته کامپیوتر را در زیر شاخه کار و دانش راه اندازی کرد، مدرسه‌ای بود که آقای سلیمانی در آن مشغول به کار بود. با پیشنهاد عالی و تلاش‌های فراوان او این تحول در زمینه آموزش و پرورش پدید آمد.

آقای سلیمانی، تدریس به دانش آموزان دارای معلولیت حرکتی را عشق می‌داند و گفته او، این دیدش به این افراد از سوی ترحم نیست و علت آن، این است که آقای سلیمانی خود نیز دارای معلولیت حرکتی است. اما آقای سلیمانی از اینکه یک فرد دارای معلولیت اجازه تدریس در مدارس عادی را ندارد را یک نگاه تضاد آمیز با اشاعه فرهنگ‌پذیری معلولان می‌داند.

  • فرشته امرایی

خانم امرایی فردی است که به علت فلج اطفال، دچار معلولیتی در پا شده است. او یکی از موفق‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین معلمان پرورشی است که در مدرسه‌ای در کرج مشغول به تدریس است. خانم امرایی که متولد سال ۱۳۵۰ است و در نهاوند متولد شده است، از ۷ ماهگی به علت تب شدید به فلج اطفال مبتلا می‌شود.

به گفته او، زمانی که به صورت حق‌التدریس مشغول به کار بوده است مشکلی برای تدریس نداشته است. اما زمانی که قرار شد رسمی شود، پس از انجام آزمایش‌های متعدد دیگر به او اجازه تدریس را ندادند. بنابراین به کار‌هایی مانند کتابداری، دفترداری و… مشغول شدند.

پس از انتقال او از همدان به کرج، به او گفتند که می‌تواند معلم ادبیات باشد.

خانم فرشته امرایی می‌گوید که در زندگی عادی خود معلولیت بر روی او تاثیر چندانی نگذاشته است. به گفته خانم امرایی، پزشکی که به او اعلام می‌کند که اجازه تدریس ندارد، از قوانینی که وی را مجاب به این دستور می‌کند پشیمان است چرا که می‌بیند خانم امرایی مانند انسان‌های بدون معلولیت است و مشکلی در روند روزانه خود و حتی روند تدریس ندارد.

به گفته خانم امرایی به علت عشق و علاقه‌ای که او به دانش‌آموزانش داشته، همیشه رابطه‌ای محترمانه و دوستانه بین او و دانش‌آموزان برقرار و همچنین نظم کلاس‌های او همیشه مثال زدنی بوده است. خانم امرایی تدریس برای کودکان را یک پاداش و موهبت از جانب خداوند می‌دانست که به او عطا شده بود و باعث مسرت او بود.

سخن پایانی

جایگاه معلم، جایگاهی آسمانی و بهشتی است‌. همه ما در طول دوران تحصیل خود، حتما معلمان دلسوز، فداکار و مهربانی داشتیم که عاشقانه به آموختن علم و ادب به ما می‌پرداختند. آن‌ها بدون چشم‌داشت و توقعی کودکان و نوجوانان را برای ورود به اجتماع و بالندگی آماده می‌کنند. این ویژگی‌های بارز تدریس اگر با معلولیت نیز همراه شود، تنها عبارتی که شایسته توصیف این انسان‌ها می‌شود، فرشته‌های زمینی است.

معلولیت در جوامعی که مناسب‌سازی نشده باشد می‌تواند محدودیت‌های بسیاری را ایجاد کند. اما این محدودیت‌ها در انگیزه‌های افراد توانمند ایجاد نمی‌شود. بنابراین می‌توان گفت که افراد دارای معلولیتی که به تدریس می‌پردازند و انسان‌ها را برای رشد و نمو آماده می‌کنند تنها عاشق شغلشان و عاشق فرزندان سرزمینشان هستند.

باید تا آنجایی که می‌توانیم قدر این عزیزان زحمت‌کش و با انگیزه را بدانیم و برای موفقیت بیشتر و بهره‌مندی مضاعف از توانایی‌های آن‌ها، فضای شغلی و اجتماعی را مناسب سازی کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *