متاسفانه طبق آخرین آمار ارائه شده از اورژانس اجتماعی ایران، کودک‌آزاری، همسرآزاری، سالمندآزاری و معلول آزاری، به ترتیب، بیشترین میزان خشونت‌های خانگی را در بر می‌گیرند.

این که کودک آزاری، همسرآزاری و سالمندآزاری چرا آمار بالایی دارد، از موضوع این مقاله خارج است. اما این که چرا معلول آزاری تا این حد در خشونت‌های خانگی پررنگ دیده می‌شود، مبحثی است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

با توانیتو همراه باشید.

از آمار تا واقعیت

آماری که درباره معلول آزاری در مقدمه این بحث ارائه شد، طبیعتاً آماری کاملاً دقیق و درست نیست. زیرا بسیارند افراد دارای معلولیتی که به خاطر کم‌توانی‌های ذهنی، جسمی، گفتاری و حرکتی، امکان گزارش این آزار و خشونت‌ها را ندارند.

پس قطعاً آمار دقیق و درست بیشتر از مقدار گزارش شده است.

خشونت چیست؟

خشونت در واقع آزاری است که در انواع مختلف بروز می‌کند. نادیده گرفتن حقوق فردی هر شخص، به لحاظ عاطفی، روانی، مالی، اجتماعی، شغلی و سیاسی، خشونت نام دارد. حال آن شخص، زن باشد یا مرد، کودک باشد یا سالمند، همسر باشد یا فرزند، دارای معلولیت باشد یا بدون معلولیت.

البته معمولاً رایج‌ترین خشونت‌ها، خشونت‌های فیزیکی و کلامی هستند. یا آنکه به بیان بهتر، بیشترین گزارشی که از خشونت‌های خانگی می‌رسد، گزارش خشونت‌های فیزیکی و کلامی است.

بسیارند افرادی که مورد خشونت‌ها و آزارهای این‌چنینی قرار می‌گیرند و حتی نمی‌دانند که این وضعیت ناعادلانه و خشونت‌بار است.

زنانی که به خاطر ترس از پدر، همسر یا برادر حق انتخاب پوشش‌شان را ندارند، فرزندانی که فکر می‌کنند کتک خوردن از والدین، یک شیوه تربیتی است و معلولین و سالمندانی که گمان می‌کنند به خاطر ناتوانی‌هایشان مستحق برخوردهای نامتعارف‌اند.

دختران دارای معلولیت و آزار جنسی

 

بسیار ناراحت‌کننده و تلخ است که بگوییم بیشترین تعارضات جنسی به افراد دارای معلولیت، برای دختران کم‌توان ذهنی اتفاق می‌افتد. اما واقعیت همین است!

این عزیزان به خاطر نوع معلولیت‌شان، در بسیاری از مواقع، درکی از تجاوز و سوء استفاده جنسی ندارند و اعتراضی نمی‌کنند!

اگر اعتراضی هم وجود داشته باشد، معمولاً به خاطر حفظ آبروی خانواده و فرد آسیب‌دیده، صدایی بلند نمی‌شود و شکایتی شکل نمی‌گیرد.

فشار اقتصادی، ناامنی روانی و خشونت‌های خانگی
از مهم‌ترین عوامل ناامنی روانی در میان خانه و خانواده، فشار اقتصادی است. این پدیده طبیعتاً تأثیر بسیار قابل توجهی بر رشد خشونت‌های خانگی اعم از خشونت‌های رفتاری، کلامی و فیزیکی میان همسران و فرزاندان می‌گذارد.

متأسفانه شاهد هستیم که فشار اقتصادی روز به روز در حال افزایش است. این وضعیت بدون شک روی افزایش آمار انواع خشونت‌های خانگی و معلول‌آزاری تأثیرگذار خواهد بود.

تأثیر توان مدیریت خانواده بر معلول آزاری

اکثر اعضای یک خانه، حداقل نسبت به سایر اعضای خانه، حس شفقت، مهربانی و دلسوزی را به صورت ذاتی دارند. اما همان طور که گفته شد، اگر فقر فرهنگی و فقر اقتصادی اوج بگیرد، توان مدیریتی خانه و خانواده دچار ضعف شده و افرادی مثل کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت که طبیعتاً بیش از سایر اعضای خانواده نیازمند محبت، توجه، مراقبت و صرف هزینه هستند، در نوک پیکان آسیب قرار می‌گیرند.

چنین خانه و خانواده‌ای به شدت مستعد زایش انواع خشونت‌های خانگی خواهد شد.

معلول‌آزاری و فقدان نهادهای حمایت‌گر

چه کسی می‌داند که یک فرد کم‌توان ذهنی در دل پایتخت یا در دور افتاده‌ترین روستاها، به چه نحوی نگه‌داری می‌شود؟

کدام نهاد و سازمان، سلامت روان و رشد افراد دارای معلولیت را با جدیت رصد می‌کند؟

چه کسی والدین یک فرد دارای معلولیت را که در بدترین وضعیت و شرایط زندگی می‌کند، مقصر می‌داند و مجازات می‌کند؟

آیا فقدان چنین نهاد حمایت‌گری احساس نمی‌شود؟!

جامعه ایرانی، جامعه معلول‌آزار

متاسفانه فرهنگ قالب بر جامعه ایران هم، فرهنگی معلول ‌آزار است. معلول‌آزاری، تنها کتک‌زدن و وارد کردن آسیب جسمی به یک فرد دارای معلولیت نیست.

همین که کودک دارای معلولیتی را با انگشت نشانه می‌گیرید و لبان‌تان را می‌گزید و به خاطر سلامت خودتان و فرزندتان، بلند بلند خدا را شکر می‌کنید، معلول آزاری کرده‌اید.

حتی اگر به لکنت زبانِ مخاطب‌تان می‌خندید و ادای حرف زدنش را در می‌آورید، معلول‌آزاری کرده‌اید.

اگر در دفترچه‌های انتخاب رشته و کاریابی، شرط آزمون عملی رشته‌ها و شغل‌های مختلف را عدم هر گونه معلولیت متقاضی ذکر می‌کنید، معلول‌آزاری کرده‌اید.

اگر برای یک مرد دارای معلولیت، دختری بدون معلولیت را خواستگاری می‌کنید، اما پسر بدون معلولیت‌تان را از خواستگاری یک دختر دارای معلولیت منع می‌کنید، معلول‌آزاری کرده‌اید.

بی‌توجهی به سلامت جسمی و روانی افراد دارای معلولیت، بی‌توجهی به نیازهای عاطفی و جنسی آنها، عدم مناسب‌سازی حمل و نقل عمومی و معابر برای افراد دارای معلولیت و موارد بسیار دیگر، همه و همه مصادیقی از معلول‌آزاری هستند که از جانب دولت و جامعه اعمال می‌شوند.

جمع‌بندی

کودک‌آزاری، همسرآزاری، سالمندآزاری و معلول آزاری، به ترتیب، بیشترین میزان خشونت‌های خانگی را در بر می‌گیرند.

البته بسیارند افراد دارای معلولیتی که به خاطر کم‌توانی‌های ذهنی، جسمی، گفتاری و حرکتی، امکان گزارش این آزار و خشونت‌ها را ندارند.

نادیده گرفتن حقوق فردی هر شخص، به لحاظ عاطفی، روانی، مالی، اجتماعی، شغلی و سیاسی، خشونت نام دارد. حال آن شخص، زن باشد یا مرد، کودک باشد یا سالمند، همسر باشد یا فرزند، دارای معلولیت باشد یا بدون معلولیت.

و بسیارند افرادی که مورد خشونت‌ها و آزارهای این‌چنینی قرار می‌گیرند و حتی نمی‌دانند که این وضعیت ناعادلانه و خشونت‌بار است.

بیشترین تعارضات جنسی به افراد دارای معلولیت، برای دختران کم‌توان ذهنی اتفاق می‌افتد. اما واقعیت همین است!

این عزیزان به خاطر نوع معلولیت‌شان، در بسیاری از مواقع، درکی از تجاوز و سوء استفاده جنسی ندارند و اعتراضی نمی‌کنند!

همچنین از مهم‌ترین عوامل ناامنی روانی در میان خانه و خانواده، فشار اقتصادی است. این پدیده طبیعتاً تأثیر بسیار قابل توجهی بر رشد خشونت‌های خانگی اعم از خشونت‌های رفتاری، کلامی و فیزیکی میان همسران و فرزاندان می‌گذارد.

دیگر آن که اگر فقر فرهنگی و فقر اقتصادی اوج بگیرد، توان مدیریتی خانه و خانواده دچار ضعف شده و افرادی مثل کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت که طبیعتاً بیش از سایر اعضای خانواده نیازمند محبت، توجه، مراقبت و صرف هزینه هستند، در نوک پیکان آسیب قرار می‌گیرند.

و مبحث مهم‌تر این که متأسفانه دولت و جامعه ایرانی، مصادیق مختلف معلول‌آزاری را به نمایش گذاشته و می‌گذارد.

وضعیت آموزش، بیمه، استخدام، فقدان نهادهای حمایتی، رفتار اجتماعی غیرهوشمندانه با افراد دارای معلولیت و نادیده گرفتن نیازهای جنسی این افراد، تنها چند مورد اندک از این مصادیق هستند.

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *