توانیتو توانمند سازی برای همه

مقایسه زندگی افراد معلول با افراد سالم

م

افراد معلول اگرچه دارای ناتوانایی‌هایی در اندام‌های حرکتی خود هستند و یا ازنظر روحی دچار مشکل بوده اما می‌توانند زندگی مناسب و درخور توانایی‌های خود مانند هر انسان دیگری داشته و از آن لذت ببرند.

ابتدا انواع معلولیت را با یکدیگر بررسی می‌کنیم:

  • معلولیت ازنظر بینایی(نابینا)
  • معلولیت ازنظر شنوایی(معلولیت خاموش)
  • معلولیت ازنظر بینایی_شنوایی
  • معلولیت در اندام‌های حرکتی
  • معلولیت ذهنی و روحی
  • معلولیت‌های احشای داخلی
  • معلولیت‌های اکتسابی: این دسته از معلولیت‌ها ممکن است براثر تصادف و یا سانحه‌های طبیعی ایجاد شوند و سبب بروز معلولیت در افراد گردد.
  • معلولیت ازنظر گفتاری

ما انسان‌های عادی شنیدن و حرف زدن را بدون هیچ مداخله‌ای انجام می‌دهیم، اما معلولینی که ازنظر شنوایی دچار مشکل هستند باید به هنگام صحبت کردن با آنان صبور باشیم، زبان ناشنوایان را یاد بگیریم و یا برای فیلم‌های تلویزیونی زیرنویس در نظر بگیریم. معلولین عزیزی که دچار معلولیت بینایی هستند بالقوه حس شنوایی بالایی دارند باید در هنگام برقراری ارتباط با آنان فن صحبت کردن و توصیف را به‌گونه‌ای دقیق به کار ببرید و یا از کتاب‌ها و نوشتاری با خط به ریل استفاده کنید.

اگرچه معلولین از یک یا چند قدرت برخوردار نیستند اما در یادگیری و فراگیری زبان مختص به خود بسیار کوشا و توانا هستند. بهتر است در جامعه این مسائل فرهنگ‌سازی شود که در تلویزیون و سینماها بتوان از زیرنویس استفاده نمود تا افراد عادی در کنار ناشنوایان بتوانند از دیدن فیلم لذت ببرند.

کتاب‌ها و داستان‌های به‌روزی که در کتاب‌فروشی‌ها موجود است باید به خط به ریل نیز باشد تا نابینایان عزیز بتوانند از آن استفاده نمایند. در برخی از کشورهای پیشرفته و البته در برخی از خیابان‌های تهران و شهرهای بزرگ در پیاده‌روها سنگ‌فرش‌هایی که مناسب نابینایان است را تعبیه نموده‌اند، این عمل کمک می‌کنند تا آنان نیز مانند هر انسان دیگری بتوانند برای پیاده‌روی و یا انجام کارهای روزمره وارد خیابان شوند.

برخورد با افراد معلول:

فرهنگ‌سازی تنها راه برای برخورد مناسب با افراد معلول است. اگر در جامعه و در بین تمامی اقشار جامعه این فرهنگ‌سازی و بستر مناسب به‌درستی انجام پذیرد درنتیجه معلولین عزیز می‌توانند به‌راحتی به زندگی عادی خود همانند ما انسان‌های عادی ادامه دهند، راحت‌تر وارد اجتماع شوند وبِ آسانی هویت و استقلال خود را به دست آورند.

نیاز اصلی یک معلول درواقع، پذیرش از سمت افراد عادی جامعه است. اگر افراد جامعه با آموزش و فرهنگ‌سازی مناسب و به‌موقع بدانند که یک فرد معلول که بر روی ویلچر نشسته همانند آنان می‌تواند از اتوبوس و موانع عبور کند و اگر نیاز به کمک داشته باشد بدون ترحم به آنان کمک شود درنتیجه کیفیت زندگی معلولین عزیز بالا رفته و جامعه به سمت پویایی و رشد خواهد رفت.

چگونه به زندگی افراد با معلولیت ذهنی معنی دهیم؟

افرادی که ازنظر ذهنی عقب‌مانده و یا معلول هستند گاه دیده‌شده که هیچ مشکلی در بینایی، شنوایی و اندام‌های حرکتی خود ندارند. این افراد معلول تنها نسبت به هم سن و سال‌های خود دیرفهم‌تر و قدرت استدلال پایینی دارند.

افراد با معلولیت ذهنی به سه گروه تقسیم می‌شوند:
گروه اول، به تربیت و دید اجتماعی پاسخ مثبت می‌دهند:

این گروه از معلولین ذهنی ازنظر عاطفی بسیار قابل‌تغییر و غیرقابل‌پیش‌بینی هستند. بهتر است والدین در خانه برای آنان محیط امن و راحتی را در نظر بگیرند و از مخالفت‌های سریع و تند نسبت به آنان جلوگیری نمایند. اما خانواده به‌راحتی می‌تواند کنترل آنان را در دست گرفته و تربیتی صحیح را برای آنان در نظر گیرد.

گروه دوم، به آموزش‌وپرورش پاسخ مثبت نشان می‌دهند:

این گروه بهره هوشی بالایی نسبت به گروه‌های دیگر دارند و می‌توانند ازنظر اجتماعی به‌راحتی اما کندتر و محتاط‌تر ارتباط برقرار نمایند. استقلال بیشتری دارند و در هنگام خطر عکس‌العمل مناسبی نشان می‌دهند. می‌توانند در جامعه مفید واقع‌شده و شغل‌های آسان را انجام دهند.

و اما گروه سوم گروهی از معلولین ذهنی هستند که حمایت زیادی را مطالبه کرده و درواقع نیاز به رسیدگی و پشتیبانی بیشتری دارند.

ابتدا باید خانواده ها آموزش لازم را ببینند چرا که این کودکان نسبت به افراد عادی از نظر آموزش و تربیت هوش کمتری داشته و باید مراقبت بیشتری نسبت به آنان عمل آید.

چگونگی برخورد با افراد معلول نسبت به افراد سالم:

افراد عادی به‌راحتی می‌توانند در شرایط اعمال قضاوت، پرسش، مهربانی، خشم، تصمیم‌گیری و تمامی اعمال دیگر را به انتخاب خود و یا با استفاده از یادگیری‌هایی در طول زندگی انجام دهند. اما افراد معلول ذهنی توانایی انجام این اعمال را به هنگام و درست را، به‌صورت نسبی و گاهی هم ناکارآمد خواهند داشت.

به‌عنوان‌مثال شما اگر با یک فرد عادی ازنظر سلیقه و یا نظر مشکل داشته باشید و مخالفت کنید یک رفتار عادی و یا پرخاشگرانه اما از روی تصمیم‌گیری انجام خواهد داد. اما در افراد معلول ذهنی شما هیچ‌گونه پیش‌زمینه‌ای نسبت به رفتار آنان نخواهید داشت و این امر کاملاً برای ایجاد زیرساخت ارتباطی مشکل‌آفرین خواهد بود.

افرادی که دچار معلولیت ذهنی هستند بسیار زودرنج، غیرقابل‌پیش‌بینی و ضعیف بوده که اگر بسترسازی و آموزش برای چگونگی رفتار با آنان انجام نشود می‌تواند ارتباط آنان را با جامعه و کیفیت زندگی آنان را نسبت به افراد عادی و سالم کاهش دهد.

ازدواج:

افراد عادی به‌راحتی ازدواج می‌کنند و خود تصمیم می‌گیرند اما افرادی که دچار معلولیت از هر نوع آن باشند به هنگام ازدواج خطرهایی را خواهند داشت. ابتدا از طریقه شاخه ژنتیک باید مشخص شود که آیا این افراد بچه‌ای سالم و یا مانند خود معلول به دنیا خواهند آورد. اما در نظر داشته باشید که آنان هم مانند افراد عادی می‌توانند آموزش یابند، وارد مشاغل کم‌خطر شده و ابراز هویت کنند و هم‌چنین ازدواج نموده و نسلی را رقم بزنند.

درواقع آنان نیز مانند افراد عادی، قشری قابل‌تحسین هستند که تنها باید مراقبت و دقت در رفتار و شیوه زندگی آنان افزایش یابد تا بتوانند کیفیت و کمیت زندگی خود را به میزان قابل‌توجهی بالا ببرند. ما تعداد زیادی از افراد معلول را دیده‌ایم که توانسته‌اند در عرصه‌های مختلف جهانی باعث افتخار بوده و یک الگوی تمام‌عیار و شکست‌ناپذیر باشند. معلولیت تنها یک محدودیت است نه محرومیت برای ادامه حیات وزندگی پیش رو.

به‌عنوان‌مثال شرکت توانیتو از طریق وحید رجب لو که یک معلول است و گروه فناوری او ایجادشده است. این شرکت یک موسسه استارتاپی است که توانسته به شرکت‌ها در حوزه فناوری ارتباطات کمک بسیاری کند. می‌توان معلولین را باور کرد و در کنار تمامی محدودیت‌هایی که دارند آنان را همانند افراد عادی وارد جامعه نمود تا بتوانند توانایی‌ها و قدرت‌های بی‌شمار خود را به منصه ظهور بنشانند.

درباره نویسنده

وحید رجبلو

ارسال دیدگاه

توانیتو توانمند سازی برای همه

ما را دنبال کنید

دسته‌ها

نوشته‌های تازه

بایگانی